به گزارش مشرق، مهمترین نتیجه فوری و قابل اندازهگیری این سفر در سطح سیاسی، اعلام رفع محدودیتها و تحریمهای چین علیه شماری از نمایندگان و اعضای مجلس اعیان انگلیس بود. نخست وزیر انگلیس اعلام کرد که در گفتوگو با شیجینپینگ رئیس جمهوری چین این موضوع را پیش کشیده مطرح کرده و طرف چینی هم موافقت کرده است. این در حالی است که دولت انگلیس هنوز تحریمهای خود علیه برخی مقامهای چینی را لغو نکرده است.
سفر سه روزه استارمر به چین، نخستین سفر یک نخستوزیر انگلیس به چین پس از هشت سال به شمار میرود. برنامه دیدارهای او به ملاقات با رئیسجمهور چین، گفتوگو با نخستوزیر و دیدار با رئیس نهاد قانونگذاری این کشور محدود نبود و بخش اقتصادی سفر نیز با توقف در شانگهای دنبال شد.
استارمر کوشید پیام محوری سفر را گفتوگوی بلندمدت و قابل پیشبینی جا بزند و در عین حال نشان دهد اختلافات را پنهان نمیکند. روایت رسمی منتشرشده در تارنمای دولت انگلیس تصریح میکند که دو طرف از «شراکت بلندمدت و راهبردی» سخن گفتهاند اما قرار است درباره حوزههای مورد اختلاف نیز گفتوگوی صریح و باز ادامه یابد.
با این حال، آنچه فضای رسانهای انگلیس را درباره برآیند سفر شکل میدهد، نه فقط متن بیانیهها، بلکه مساله «هزینه فرصت» و «ریسک سیاسی» است. برخی رسانهها در انگلیس، رفع تحریمها علیه شماری از نمایندگان پارلمان انگلیس را نشانه باز شدن یک کانال ارتباطی توصیف کرده، اما همان گزارشها یادآور شدهاند که این اقدام، گزینشی است و برخی چهرههای دانشگاهی و حقوقی همچنان در فهرست تحریمهای پکن باقی ماندهاند.
در مقابل، روایت چینی تلاش کرد این سفر را در چارچوب بزرگتری بنشاند و آن را نشانه بازگشت به گفتوگو و حرکت به سمت رابطهای بلندمدت و باثبات معرفی کند. در بیانیهها و گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای رسمی چین، از شراکت جامع راهبردی و لزوم تقویت همکاری در حوزههای مورد علاقه مشترک سخن رفته و بر واژههایی مانند ثبات، پیشبینیپذیری و چندجانبهگرایی تأکید شده است.
چالش استارمر با مخالفان چین
دولت استارمر از یک سو زیر فشار اقتصاد کمرمق و انتظارات داخلی برای جذب سرمایه و گسترش تجارت قرار دارد و از سوی دیگر با دیوار بیاعتمادی امنیتی و سیاسی در ساختار حکمرانی انگلیس و در پارلمان مواجه است. این وضعیت باعث شده هر حرکت به سمت گرمکردن رابطه با چین، بلافاصله با پرسشهای سخت درباره نفوذ، امنیت زیرساختها، دادهها، و وابستگی زنجیره تأمین روبهرو شود؛ پرسشهایی که از نگاه منتقدان داخلی، پاسخ آنها هنوز شفاف و نهادمند نشده است.
اندیشکدههای انگلیسی نیز دقیقاً روی همین گره دست گذاشتهاند. در ارزیابی چتمهاوس، مساله محوری برای لندن این است که همزمان که به بازتعریف رابطه اقتصادی فکر میکند، باید برای امنیت اقتصادی هم یک رویکرد منسجم و هماهنگ داشته باشد، چون ریسکهای درهمتنیدگی اقتصادی و اهرمهای فشار پکن، صرفاً با شعارهای کلی مدیریت نمیشود و به سازوکارهای اجرایی و پایش مستمر نیاز دارد.
چالش دوم، بیرونی اما کاملاً اثرگذار بر سیاست داخلی انگلیس است؛ فشاری که از رقابت قدرتهای بزرگ میآید و به لندن اجازه نمیدهد رابطه با چین را صرفاً یک پرونده اقتصادی ببیند. هشدارهای رئیسجمهور آمریکا درباره خطرناک بودن نزدیکشدن انگلیس به چین، سفر استارمر را از همان ابتدا در میدان موازنهگری قرار داد و هزینه سیاسی آن را بالا برد، زیرا دولت انگلیس باید همزمان پاسخگوی نگرانیهای واشنگتن و طیفی از محافظهکاران و چهرههای امنیتی در داخل باشد.
از این منظر سفر استارمر بیش از آنکه توافقهای بزرگ بسازد، کانالها را بازآرایی کرد؛ کانالهایی که لندن برای اقتصادش به آن نیاز دارد اما از همان کانالها میترسد که به محل نفوذ و فشار تبدیل شوند. دولت استارمر از یک سو میکوشد نشان دهد رابطه با چین قابل مدیریت است و از سوی دیگر، مجبور است به نهادهای امنیتی، پارلمان و افکار عمومی داخلی اطمینان بدهد که گرمشدن رابطه به معنای عقبنشینی از ملاحظات امنیتی نیست. این تناقض بهویژه وقتی با حساسیتهای پروندههای حقوق بشری و موضوعات پرتنش سیاسی جمع میشود، هر حرکت را شکننده میکند.
از زاویهای دیگر، حتی همان تنفس اقتصادی که دولت انگلیس در پی آن بود، با محدودیتهای ساختاری روبهروست.
چین در روایت رسمی خود علاقهمند است رابطه را بلندمدت و باثبات نشان دهد، اما انگلیس بهخاطر فشارهای داخلی و بیرونی، فضای کافی برای رفتن به سمت یک فصل جدید بیهزینه را ندارد. در نتیجه، سفر پکن برای استارمر بیشتر به یک آزمون دشوار شبیه شد که در آن، کوچکترین امتیاز یا تغییر لحن هم میتواند در لندن به جدال داخلی و در واشنگتن به پیام سیاسی تعبیر شود.
برآیند این رفتوآمد، در نهایت همان تصویری است که در لندن پررنگتر دیده میشود؛ اینکه نخستوزیر انگلیس کوشید برای اقتصاد کمرمق کشورش تنفسی دستوپا کند اما خروجی این رفتوآمد، زیر سایه بیاعتمادی عمیق سیاسی، حساسیتهای امنیتی و فشارهای رقابت قدرتهای بزرگ، بیش از آنکه به دستاورد شبیه باشد، به تلاشی پرریسک برای مدیریت همزمان چند بحران شباهت دارد.



